امروز از اون روزهاست... از اون جمعه ها
از صبح که مشغول شستن لباس و جمع آوری اتاق بودم تا اون جایی که توانایی داشتم اتاق رو مرتب کردم وبقیه اش ماند برای فردا.
سه چهار تا گالری می خواستم برم که نه تنها هیچ کس پایه نیست من رو همراهی کنه بلکه ماشین هم ندارم.
یک کمی هم بگی نگی از دوستام شاکی ام ... جمعه را باید از هفته حذف کرد...
از صبح که مشغول شستن لباس و جمع آوری اتاق بودم تا اون جایی که توانایی داشتم اتاق رو مرتب کردم وبقیه اش ماند برای فردا.
سه چهار تا گالری می خواستم برم که نه تنها هیچ کس پایه نیست من رو همراهی کنه بلکه ماشین هم ندارم.
یک کمی هم بگی نگی از دوستام شاکی ام ... جمعه را باید از هفته حذف کرد...
No comments:
Post a Comment