Wednesday, November 9, 2011

اومدم بازی کنم، اما ارور داد. می گه
You are accessing this page from a forbidden country. That’s all we know.
دتس آل یو نو ؟! چی بگم آخه ؟ از بدبختی مردم این مملکت بگم یا از تنگی اونی که اون ور دنیا نشسته و ریموت کنترل رو گرفته دستش
دردناکی موضوع اینه که این ارور رو برای یه بازی گرفتم
وقتی اینترنت رو به روی آدم می بندن، وقتی برای هر کاری از خورد و خوراک گرفته تا کتاب و تحصیل محدودیت داری و صدات در نمی آد، انتظار داری یه نفر اون سر دنیا به فکرت باشه؟
دلم خیلی گرفت. قبلا سر گوگل تاک و گوگل ارث و ... به این ارور برخورده بودم اما سر بازی نه
یاد اون عکسی افتادم که آب خوری رنگین پوستان از سفید پوستان جدا بود. حال و هوای ما هم همین طور شده، چک کردن پاسپورت های ایرانی با دیگر پاسپورت ها فرق دارد، نگاه ها فرق دارد، بازی ها فرق دارد
دفعه اول نبود ولی دلم خیلی گرفت

Tuesday, November 8, 2011

یادداشت های یک روز برفی

امروز برف اومد، برف پاییزی، من هم سرما خوردم. حالم حکم گرسنه ای رو داره که ظرف غذای خوشمزه نشونش می دن و می گن حق نداری بخوری
امشب همه خونه شیوا اینا هستن و من به دلیل سرماخوردگی نرفتم
فکر کنم جمعه موقع پرفورمنس امیر سرما خوردم، پرفورمنسش رو همه چیزم تاثیر گذاشت، روح و روان و جسم و سینوس و کسینوس
به خاطر داروها همش نعشه هستم، خیلی دلم می خواد تو مسابقه آرت اکسپو شرکت کنم، دیشب سعی کردم یه کم از ایده ای که دارمُ رو کاغذ بیارم، ولی نشد. خیلی از خودم نا امید شدم
ساعت ده و نیم شبه و آبریزش بینی همچنان ادامه داره
میرم یه کم استراحت کنم
منتظر یک انقلاب درونی/بیرونی هستم، اما نمی آد لامصب