ارتهالیدی هم تمام شد.
با دلی آرام و قلبی مطمئن و کبدی داغون و ریه ای به فنا رفته به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی روزمرگی سفر میكنم.
بعد از تقریبا یک هفته ولگردی طبیعی است که امروز حالم غریب باشه.یک هفته تحت تاثیر علف و عرق بودن چیز کمی نیست! (حداقل برای من)
برنامه هایی که ریختم باید امروز استارت بخوره... از گِل بازی شروع می کنم.
No comments:
Post a Comment