دلم می خواد زمان رو نگه دارم
می خوام جلوی چرخش عقربه های ساعت رو بگیرم
هر ساعت که می گذره بیشتر اذیت می شم
به خاطر چیزایی که باید داشته باشم و ندارم
به خاطر چیزایی که باید بلد باشم و نیستم
به خاطر کسایی که باید باهام باشن و نیستن
و تمام مدت این سوال تو ذهنم تکرار می شه که کجای کارم اشتباه بود
تنها راه آرامش رو فرار از اینجا می دونم و این هم خودش به نوعی آزارم می ده
روزها بسیار سخت می گذره و من همچنان امید دارم که
یه روز خوب می آد
می خوام جلوی چرخش عقربه های ساعت رو بگیرم
هر ساعت که می گذره بیشتر اذیت می شم
به خاطر چیزایی که باید داشته باشم و ندارم
به خاطر چیزایی که باید بلد باشم و نیستم
به خاطر کسایی که باید باهام باشن و نیستن
و تمام مدت این سوال تو ذهنم تکرار می شه که کجای کارم اشتباه بود
تنها راه آرامش رو فرار از اینجا می دونم و این هم خودش به نوعی آزارم می ده
روزها بسیار سخت می گذره و من همچنان امید دارم که
یه روز خوب می آد
No comments:
Post a Comment