Friday, October 21, 2011

 امروز مشغول مرتب کردن اتاقم بودم، هر دفتری رو باز کردم اسمت رو دیدم.
هر جا تلمبار کاغذ بود، خبری از اسمت بود یا نقاشی که برات کشیده بودم
یا نوشته ای که برات نوشته بودم 
یا نوشته که برای خودم از تو نوشته بودم
از تقویم سال 79 تا تیکه کاغذ باطله که دیشب کنار تختم بود

No comments:

Post a Comment